|
بسم رب المهدي
لايق آن ديدم كه من آينهاي
پيش تو آرم چون نور سينهاي
تا ببيني روي خوب خود در آن
اي تو چون خورشيد شمع آسمان
آينه آوردمت اي روشني
تا چو بيني روي خود يادم كني
"مولوي"
زيباييها و زشتيها در آيينه صورت ميبنند. آيينه بيرنگي محض
است و صورت نماي هر چه رنگ و زنگ. كمال آيينه در اين است كه
نقص ما را بنماياند و ما نيز كمال خود را در آن ميبينيم كه هر
آيينه زنگار نفس را از وجود خود بزداييم و بپالاييم.
در ادبيات
بالا مولوي از داستان برادران يوسف سخن ميگويد كه وقتي به
ديدار او نائل آمدند، آيينهاي به او هديه كردند؛ چرا كه
هديهاي جز اين در شأن و مقام و منزلت برادر نيافته بودند،
تنها آيينه بود كه ميتوانست جمال دلآراي يوسف را مصور كند و
به او بنماياند. شايد بهترين هديه بندگان براي خدا نيز آن باشد
كه از دل خود آيينهاي بسازند و در آن به خدايي بنگرند كه
حقيقت زيبايي و زيبايي حقيقت غايت و نهايت است. اين روزها و
روزهها فرصتي است فراخور تا در پرتو ماه آسماني رمضان بر
آيينه دل چشم بگشاييم و اگر زنگاري در آن ميابيم، از صيقل
آيينه خويش غفلت نورزيم.
اهل لغت گفتهاند كه رمضان از رمضاء گرفته شده است و رمضاء به
معني ريگها و سنگريزهاي داغ و تفديده است. ابوريحان بيروني در
باره وجه تسميه رمضان در كتاب ارزشمند آثارالباقيه ميگويد:«پس
از شعبان، ماه رمضان است كه چون گرما آغاز ميگردد و زمين گرم
و گداخته ميشود، بدين سبب آن را از رمضاء مشتق نمودند و عرب
در جاهليت، اين ماه را بزرگ ميداشتند.
آنگاه كه نام ماهها را
تعيين ميكردند، نوبت به ماه رمضان رسيد و چون در آن هنگام،
آفتاب اختر سوز به خط راست و عمود تابيدن آغاز كرد و دشت
وهامون قفر عرب را از تاب پرسوز آن، گرم و سوزان شد؛ ريگها و
سنگريزهاي هامون، تفديده و گرم شد، بدين ترتيب اين ماه را به
مناسبت آن گرماي سخت، رمضان ناميدند و اين نام با روزه و سيام
تناسبي خاص دارد».
ابوريحان سپس درباره تناسب رمضان با ماه روزهداري ميافزايد
كه روزه نيز همچون آفتابي گه ريگستانها را داغ و تفديده
ميكند، دلهاي افسرده و سرد را گرماي ايمان ومعرفت ميبخشد و
آن را همچون آيينه تابناك، مجلاي حقايق و معارف ميسازد.
رمضان آيت خداست؛ همچنان كه آفتاب و اگر ديدگان را روشني
ميبخشد، رمضان دلها را نيز به نور ميسپارد:
سحر به بام دل من زدند نوبت عشق
دل فسرده من تازه شد به دولت عشق
اگر نبود دلم در مقام لوح و قلم
نبود درخور تفسير عشق، آيت عشق
جمعه موعود
دست تو باز ميكند پنجرههاي بسته را
هم تو سلام ميكني رهگذران خسته را
دوباره پاك كردم به روي رف گذاشتم
آيينه قديمي غبار غم نشسته را
پنجره بيقرار تو، كوچه در انتظار تو
تا كه كند نثار تو، لاله دسته دسته را
شب به سحر رساندهام، ديده به ره نشاندهام
گوش به زنگ ماندهام، جمعه عهد بسته را
اين دل صاف، كم كمك، شده است سطحي از ترك
آه! شكستهتر مخواه، آيينه شكسته را
موعود من! تا كي بايد جمعهها را يك به يك به انتظار بنشينم؟
موعود من! بس است انتظار ظهور كن!
يكي از مهمترين عوامل در ظهور امام زمانمان دعا براي فرج است.
بياييد در اين ماه قرآن، در شبهاي پرفضيلت قدر اولين دعاي همه
ما فرج مولا صاحب الزمان باشد. التماس دعا.
الهم عجل لوليك الفرج
|